تبليغاتX
روزگار ناخوش هومن آقا

دوشنبه چهارم آبان 1388

سوال روز !

 

لطفا بفرمایید در دولتی که آقای احمدی نژاد رییس جمهور هست آیا باید شبها بزنیم و برقصیم می به ساغر بزنیم ؟

یا باید دعای کمیل بخونیم ! نماز بخونیم ! عبادت کنیم ! سفره ابوالفضل بندازیم !! 

نماز جمعه میریم دستگیر میکنند ـ قبرستون میریم  دستگیر میکنند ـ  الله اکبر داد میزنیم دستگیر میکنند ـ راه پیمایی میریم دستگیر میکنند ـ به دیدار بازماندگان مردگان میریم  دستگیر میکنند ـ  بشگن میزنیم دستگیر میکنند ـ قر میدیم دستگیر میکنند  !! میخواهیم بشاشیم دستگیر میکنند !! قول میدهم بزودی گوزیدن هم  ممنوع شود !!  (لابد میخواهند بگویند  صدایش بلند بود و  بویش  بوی قرمه سبزی میداد !!!!

هر دو سوژه را میگیرند و میبرند زندان اوین !

چه خاکی باید تو سرمون بریزیم با این بی لیاقت رییس جمهور  !!!!

ارادتمند بخش مذهبی و رقاصی روزگار ناخوش هومن آقا

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 15:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم آبان 1388

هومن شهبندی در حین رقص چاقو در تهران دستگیر شد .

 

این روزها کسانی که دارند عبادت میکنند برای آزادی دوستان در بند خود  را میگیرند و میفرستند یکراست زندان اوین !

کسانی   مومن ـ با خدا ـ  آزادیخواه ـ با ایمان ـ با تقوا ـ  کسانی که آزارشون به کسی نرسیده ! کاری نکرده اند  دست به مناجات برده اند  با خدای خود نجوا کرده اند ! باید دستگیر کرد ؟

حالا شما را به یک کمدی موزیکال  خیالی دعوت میکنم :

تصور کنید یکی از این شبها من تهران بودم  و در یک مهمانی شبانه ریختند و من ننه مرده را گرفته اند ! فردا همه سایتهای خبری از ایسنا ـ ایرنا ـ ایلنا ـ سایت گل آقا ( راستی میبینی این گل آقایی ها چقدر موزی هستند ! صداشون در  نیومده برای دستگیری هادی ! حالا اگه خود مرحوم صابری زنده بود به هر دری میزد برای اینکه هادی یک زمانی قاری بود در گل آقا  قرآن میخواند ) باشه کوچه ما هم عروسی میشه ! 

خوب بریم سر اصل مطلب بوق کرنا میکردند که هومن شهبندی را  در یک مهمانی شبانه در حین رقص  چاقو گرفتند و بردندو الان در بازداشت است  !!

حالا اگر من بودم ازم بازجویی میکردند بدبخت بودم سوالهای اونجوری ! نماز ـ نماز وحشت ـ شستن مرده ـ کفن مرد چند متره و از این قبیل سوالها ................

از هادی میخواهند چی بپرسند؟  و دلیل بازداشتش را چه میخواهند بگویند ؟

 

 

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 14:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم آبان 1388

نگاهمون به آسمونه !!

 

دیروز در حین رانندگی تلفن همراهم زنگ خورد آنور گوشی پلانتو کاریکاتوریست معروف فرانسوی بود بهم گفت که هادی حیدری بازداشت شده ! نفهمیدم خودم را چگونه برسونم به خونه و خبر موثق را بدانم

این ماه گذشته بدترین ماه برای من و همه همکاران مطبوعاتیم بود  تصادف مهین گرجی در جمهوری چک .  و  پناهنده شدن مهدی رستم پور به دانمارک و بقول معروف تا سه نشه بازی نشه !

دستگیری هادی حیدری !

مهدی رستم پور  را زمانی که در شبکه خبر کار میکردم در کانال ۳ دیده بودم یک سلام و علیکی با هم داشتیم  مهدی عین عادل فردوسی پور   پدیده ای در تاریخ ورزش ایران به حساب  می آید  و خروج اعتراض آمیز مهدی رستم پور و پناهنده شدن وی به  دانمارک لطمه  بزرگی به تفسیر های ورزشی ایران خواهد خورد !

مطبوعات و رسانه در ایران بدترین و سخت ترین روزهای خود را دارد می گذراند .

دوستی من و هادی حیدری بر میگردد به سالهای دور هادی خواننده  مصاحبه های ورزشی من در ماهنامه طنز و کاریکاتور بود .

و همکاری مطبوعاتی من با او زمانی آغاز شد که سایت پرشین کارتون را همراه با همکارانش راه انداخت  سالها این همکاری خوب  با او ادامه داره  

هادی یکی از دلسوز ترین های  کاریکاتور و هنر ایران هست و برای کاریکاتور دغدغه داشت نگران بود  و برای من او یکی از سوته دلان هنر ایران هست !

هادی را دستگیر کردند !  جرم هادی چی بود ؟ که دستگیر شد ؟  چک  بی محل کشیده بود ؟ سفته دست شر خر داشت ؟   در مهمانی های شبانه در جردن یا  در ولنجک او را  دیده بودند !

هادی رفته بود و برای رفیق مطبوعاتی خود در محفلی مذهبی  برای آزادی  وی   دعا کند !

آیابرای دعا کردن  آزادی رفیق خود باید بازداشت شد ؟  باید رفت محلی که در کشورهای دیگر اگر آدم کشته باشی . دزدی کرده باشی .  جنایتی کرده باشی  می شود تو را یافت !!!!!

زندان از کی تا حالا شده جای عاشقان ! هنرمندان ! کاریکاتوریست ها !  آزادیخواهان ؟

هادی حیدری را میخواهند چه جرمی به او بدهند ؟

نماز نمیخوانی ؟  مومن نیستی ؟ بلد نیستی که مرده را بشوئی ؟  دزدی ؟

هادی دلسوز است  !  هادی انسانی است مومن و صلح جو !

خدا میداند آقایون میخواهند به هادی چه بگویند که جرمش چیست ؟

از همه بیشتر دلم پیش هادی هست که از دخترش باران  دور هست و دخترها هم بابایی !!!!

هادی عزیز زندان در ایران امروز محل خلافکاران نیست ! امروز بزرگان ما در حبس هستند زیرا میگویند رنگ آزادی سبز است . 

تو گفتی که آزادی سبز است  و سبز رنگ عاشقان است  ! دلم میخواهد خودم رو گول بزنم و افسردگی خودم را پنهان کنم  ولی نمیشه !

دلم میخواهد بدانی که حالم از آزادی که درش نفس میکشم دارد بهم میخورد ! چگونه میشود در این کشور نوشت . کاریکاتور کشید . معترض بود . و با کمال آزادی حرفت دلت را بگویی که در همین زمان دوستانم  هموطنانم  هم اندیشانم  در بند هستند !!!!

روزگار حالم  ازت بهم میخورد !  از این عدل خدا بی زارم  !

هادی دیروز  پلاتنو پرسید دلیل بازداشت هادی حیدری چیست ؟  گفتم دعا برای آزادی همکارش !!!!

عزیزم هادی اشک امون نمیده  همین یکی دو روز گذشته ایمیل دادی و آماده بودی طرح روی جلد کتابم را کار  کنی  !

میدانی عزیز  از قدیم ندیم گفتند زندان جای مرد  !  مردان امروز ایران همه  کنارت  در بند هستند ! 

یادت میاد می گفتی دلم برای ابطحی تنگ شده ؟

مطمئنم الان او را دیدی  سلام منو هم بهش برسون !

نمی خواهم به طبق روال از مسئولین بخواهم که فوری تو را آزاد کنند   اعتقادی به آنها ندارم برای اینکه مسئول نیستند !!!

زود آزاد میشی و می آئی دلم میخواهد عکسی که در فیس بوک گذاشتی را در وبلاگم بگذارم که گفته بودی نگاهمون به آسمون از آسمون فرجی برسه !

                                                                  دوست همیشگی تو  هومن شهبندی - بروکسل

 

 

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 18:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم آبان 1388

هادی حیدری در بند

 

 نقل از سایت‌های خبری؛ هادی حیدری ـ‌کارتونیست و مدیر هنری روزنامه‌ی اعتماد ملی‌ـ شامگاه روز پنج‌شنبه 30 مهرماه، در جریان برگزاری مراسم دعای کمیل در منزل یکی از روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده،

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 14:19 |  لینک ثابت   •