پنجشنبه نهم مهر 1388
مهین ترو خدا بمون !

مطلع شدم دوست و همکار مطبوعاتیم در حال حاضر در کما بسر میبره و داره با مرگ و زندگی مبارزه میکنه مهین گرجی گوینده موفق رادیو فردا دیشب همراه با دو تن از خبرنگاران رادیو فردا بر اثر سانحه تصادف در پراگ منجر به کشته شدن امیر زمانیفر، رزا حسنزاده آژیری، میشود و مهین به کما میرود.
دوستی و رفاقت من با مهین گرجی بر میگردد به زمانی که او در روزنامه گل کار میکرد و من در فدارسیون ژیمناستیک بودم این اواخر برای دیدن او و رویا کریمی به پراگ رفتم تمام روز با او بودم .
مهین گرجی اما از معدود خبرنگاران ورزشی زن ایران بود که در رادیوفردا توانایی خود را در گزارشگری سیاسی نیز به خوبی نشان داد امیدوارم این بلا از سرش بخیر بگذرد . و تنها خواهشی از او دارم این هست که مهین ترو خدا نرو !
این عکس هارو رویا کریمی برایم ارسال کرده
طبق گفته مامورین امداد ساعتها طول کشیده اتوموبیل را از زیر کامیون به بیرون بیاورند !!
داستان سفر یکروزم به پراگ
۲۵/۱۰/۱۳۸۷
--------------------------------------------------------------------------------------
دیروز بعد مدتها شرایطی فراهم شد که از بروکسل بزنم بیرون . یکسری کارهای بیزنسی با راه آّهن
( جمهوری چک ) داشتم و خوشبختانه انجام شد .
طرفهای ساعت ۱۰ بود که رفتم رادیو فردا دیدن دو دوست قدیمی و همکار در تهران خیلی برام جذاب بود (رویا کریمی ) که در گل آقا با هم همکار بودیم و در یک اطاق به کار مشغول بودیم و (مهین گرجی ) که اون موقع که من مدیر روابط عمومی فدراسیون ژیمناستیک بودم او در روزنامه ورزشی گل کار میکرد وجه مشترک بین رویا کریمی و مهین هر دوشان بخاطر گل بودنشان با روزنامه هائی سرو کار داشتند که گل داشت !
ایران که بودم صبح ها با تاکسی میومدم از کرج به تهران آقای راننده خوره رادیو فردا بود ! البته عین من !!! همیشه می گفت دلم میخواهد برم رادیو فردا رو ببینم و بهشون بگم که طرفدار شون هستم !!!
صدا و نام آقایان ژان خاکزاد - آرمان مستوفی - و فی الباقی دوستان همیشه در گوشم بود تا اینکه دیروز این نازنینها را از نزدیک دیدم خیلی بهم خوش گذشت موقع ناهار در کنار آقای خاکزاد و مستوفی برایم خیلی شگفت انگیز بود من سالها با صدای این مخملی صداها زندگی کردم از خوشحالیم نفهمیدم چی خوردم ؟
یک چرخی با مهین تو شهر زدیم عکسهای زیر شاهکار مهین گرجی عزیز است .
شایان ذکر است که مسبب رفتن من به پراگ محمود عزیزم هست که خیلی مخلصش هستم . و شرایط سفرم را فراهم کرد . که از او ممنونم .








