تبليغاتX
روزگار ناخوش هومن آقا

یکشنبه هفتم تیر 1388

نوشته ای از عبدالله شهبازی

http://www.shahbazi.org/

حرف دل من از زبان عليرضا قزوه

اندوه چنان سنگين و درد چنان کشنده است که توان نوشتن را از من سلب کرده. يادداشت و شعري از عليرضا قزوه، شاعر انقلاب، يافتم در وبلاگ «عشق عليه‌السلام». ديدم حرف دل من است. آن را نقل مي‌کنم تا زماني که بتوانم خود سخن بگويم.

آنجا چه خبر است؟

اين روزها همه دارند تحقير مي شوند. از تو و من و ما و ايران ما.

همه دمغ اند و حوصله اي نيست. نه براي من که بار دوم به اين رييس جمهور راي دادم و نه براي آن که الان در خيابان تظاهرات آرام مي کند. در دل همه غوغايي ست . چرا؟

از مني که اينجا نشسته ام و از چهار تا استاد و دانشجوي زبان فارسي هندي مي شنوم که تازه از ايران آمده اند و خاطرات خوب شان زهرمارشان شده و يکي شان مي گفت کم مانده بود جلوي دانشگاه تهران مرا کتک بزنند و دوستانش مي خنديدند. و آن يکي مي گفت هنوز اوباما و سارکوزي تاييدتان نکردند! گفتم خاک بر سر ما اگر سارکوزي و مارکوزي بخواهند سرنوشت ما را رقم بزنند.

نشسته ام اينجا و ناراحتم از خطابه هاي برزيدنت هاي خودي و بيخودي. از کانديداهاي بادکنکي و لاستيکي. ناراحتم از آدمي که فکر مي کند کوي دانشگاه محل ضدانقلاب است و همه آتش ها زير سر دانشگاه است و به فکر لشکرکشي به آنجاست. و از خودم بارها سوال کرده ام که چه خبر است؟ و راستي مگر يک رياست چند ساله چقدر مي ارزد؟ چرا به دنيا که مي رسد هيچ کس از آن نمي گذرد و همه رنگ دين به آن مي زنند اما دنياست.

من تا به حال به موسوي و هاشمي و ناطق راي نداده ام اما آيا درست است که يک شبه هاشمي و ناطق و موسوي و اين همه آدم با سيزده ميليون راي بشوند ضد انقلاب؟

يعني انقلاب اين است که هر چهار سال سيزده ميليون آدم به هر قيمتي طرد شوند؟ الا آن که بيعت کنند با من و ما؟ و همه ادعا مي کنند که طرف مقابل يزيد است و آنها حسين عصرند و عصر عصر عاشوراست اما خدا مي داند که هيچ خبري نيست.

آدم هايي که اين سي سال تمام اين مملکت دست شان بود  اگر مي خواستند آن را به دست ضد انقلاب بدهند که داده بودند نمي ماند بعد از سي سال که به دست من و تو برسد. چرا اينقدر نمک کور شده ايم؟ اي کاش به جاي اين خط و خطوطي که من هيچ وقت ازشان خوشم نيامده يک جماعت ميانه رو و اهل دوستي و آشتي مي آمدند. يعني اگر رييس جمهوري عوض مي شد حداکثر سي چهل نفر آدم عوض مي شد و تمام. اين لشکرکشي ها مال عهد دقيانوس است و اين دعواها مال روزگار ياجوج و ماجوج.

چرا اين قدر خود را و خدا را فراموش کرده ايم؟

چرا يک خرده وجدان در ما نيست؟ چه خبر شده است آنجا؟

چرا اين قدر بي حوصله شده ايم ما؟

سه‌شنبه 26 خرداد 1388، دهلي نو

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 21:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم تیر 1388

کی آشوبگر است ؟

 

آقایون ما خس و خاشاک هستیم ؟     ما آشوبگریم  ؟    ما به دنبال حق خود بودیم  تو خیابون هامون !

ندا به گفته شما مردنش ساختگی بود  !!  حاشا به غیرتتون  به غیرت بی غیرتتون ! 

به این عکسها نگاه کنید !

امیدوارم اگر وجدان داشته باشید !   شب آروم نخوابید !!

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 21:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم تیر 1388

آیا صدای الله اکبر نارمک را نمی شنوی ؟

 

انقدر ناراحت و افسرده هستم که حوصله نه کسی رو دارم  نه خودم رو !

امروز با یکی دو تا از دوستانم تلفنی صحبت کردم  همه ناراحت  و غمگین بودند که این ناراحتی و غمی که در صداشون بود خراب ترم کرد !

هرکسی که روز رای با روحیه . لب خندان . دلی پر از امید بلند شدند رفتند رای دادند 

اون روز همه ملت غیور بودند

  عزیز بودند  پیر و جوان  مرد و زن  حماسه افریدند !!!

یکهو همه شدیم خس و خاشاک . شدیم دشمن . شدیم اجنبی . شدیم منافق ! 

آقای احمدی نژاد  ما اگر آشوبگر بودیم  رای نمی دادیم ! 

ما اگر آشوبگر بودیم  مظلومانه کتک نمی خوردیم ! 

آقای احمدی نژاد  شبها راحت میخوابی !  فرزندانت در کنارت هستند !  یک سرباز سر  محل نگهبانی میده !

آسوده بخواب مردم حماسه آفرین دیروز نه ببخشید خس و خاشاک امروز شبها از دست گماشته های تو با وحشت میخوابند !

بی شک تو رئیس جمهور من نیستی  !

رئیس جمهور باید مردمی باشد !   آیا تو مردمی هستی ؟

رئیس جمهور باید مهربان و مدبر باشد !  آیا تو  مهربان و مدبر هستی ؟

رئیس جمهور باید عاقل باشد !  آیا تو عاقلی ؟

من اگر جای تو بودم  میومدم تو همون سازمان مسخره صدا و سیما  میگفتم من را نمی خواهید ؟

من میروم  تا دیروز هاله نور داشتی ولی امروز عکست در کنار عکس هیتلر هست !

آیا صدای الله اکبر  نارمک را نمی شنوی ؟

اگر الان بری کنار  تاریخ بهت نگاهی دیگری خواهد داشت نه آنکه ۴ سال دیگر کوله بارت را ببندی و برای همیشه از تاریخ ایران بری بیرون !  

 

                                     این را میدانم اگر به قدرت باشی ۴ سال ایران نمی آیم !

                                                                                    هومن شهبندی - بروکسل

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 21:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم تیر 1388

وقتی یک خبرنگار سراغ همکارش میرود .

امروز با حضور شیرین عبادی در بروکسل تظاهرات حال و هوای دیگری داشت من با  ۲   کانال رسانه ای مصاحبه داشتم 

 رادیو  BEL .RTL  بلژیک  - کانال ۲  تلویزیون هلند -  و عکس سوم عکسی است که دارم به شیرین عبادی صحبت میکنم به او گفتم هومن شهبندی هستم  او کاملا من را بیاد داشت در تهران دیداری با او داشتم

خبر نگار کانال تلویزیونی ۲ هلند   روزبه  کابلی

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 20:47 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم تیر 1388

بدون تیتر

 

 

                            خدا وکیلی به قیافه من میخوره خس و خاشاک باشم ؟

                    گوه خوردم رای دادم    رای من را پس بدهید !!

 

 

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 0:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر 1388

این روزها

اين روزها، جامعه ما با يک بحران بسيار جدي روبروست، بحراني که همه را با شور و هيجاني دلهره‌آميز و در عين‌حال نگراني نسبت به آينده ايران مواجه کرده است. در يک چنين شرايطي بر عهده متفکران، رهبران سياسي و اجتماعي، روشنفکران، اساتيد دانشگاه و روحانيون و مراجع بزرگ است که نهايت عقلانيت و هوشمندي خويش را به‌کار برده، تا از هر چه عميق‌تر شدن بحران و خداي‌ناکرده در مقابل هم قرار گرفتن ايراني در برابر ايراني و آسيب ديدن بيشتر جامعه ممانعت گردد.

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 3:49 |  لینک ثابت   •