تبليغاتX
روزگار ناخوش هومن آقا

چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387

شعری تازه از خودم برگرفته از کتاب از قلهک تا بروکسل

 

امشب پنجره ام

خشکترین جرعه ی  بودنش را

چکانه کرد

تا دستانم

همچنان

در حسرت بوئیدن

باران خواب های شیرین صبحگاهی

از لابلای نرده های ایوان

تنهایی را

ترانه کند ....  

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 23:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387

شعری تازه از خودم برگرفته از کتاب از قلهک تا بروکسل

  •  

گاهی باید دل برید

و می بـُریم

اما زخمش را چه کنیم ؟!

مرحم نایاب

و کتاب درمان

که آخرین چاپ آن

دیگر از برکه ی خشکیده خاطرم هم

کوچ کرده

بعد از سالها انتظار

فرار کردن

همه ی طبیعت است

که تو را

با همه ی دوست داشتنش

روزی نصیب گرک قحطی

آدم دیدن میکند

تو آخرینشان بوده و هستی

هنوز به یاد دارم

میگفتی  دل باید کندن

همه ی توانم را در بقچه ی اراده ریختم

تا این مانده هنوز به جا را

از بیخ و بن برکنم

شد؟؟

آری....

اما این ریشه های

هنوز آغشته به گل و خاک

خیسیده به هنوز قصه های دیروز را

میگویی چکنم ؟؟

سرزمین گمشده ی آرزوهایمان

آن باغ که میگفتی

آن خاک همیشه بارانی

پس کجاست ؟؟؟

میدانم ... مثل همیشه ...

میگردی

همه ی کتابهای سالها پیش خوانده ات را

تا باز بهانه ای ...

توجیهی ...

ولی یادت باشد

که دیگر چیزی برای دور انداختن ندارم

جز آن که  تو به من هدیه دادی

چیزی از جنس سالها امید

برای بودن و ماندن

تنها یادگار مانده در آغوش گوشم

" اندکی از خاطرت ... همه ی اندیشه ام

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 23:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387

برهنه پای

 

    تنها

درگاه خونین و فرش خون آلوده شهادت میدهد که برهنه پای بر جاده ئی از شمشیر گذشته ایم ...

                                                                                               احمد شاملو

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 8:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم اسفند 1387

دلتنگیم !

 

آخ که خیلی دلم واسه تهرون تنگ شده .

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 21:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم اسفند 1387

زن



زن مثل ويروسه ،

اگه وارد زندگيت بشه :
جيبها تو Search مي‌كنه !
پولاتو Delete مي‌كنه !
خانوادتو Edit مي‌كنه !
ارتباط با دوستاتو Cut مي‌كنه !
موبايل‌تو Scan مي‌كنه !
خوشي‌هاتو Cancel مي‌كنه !
آخرش هم ، مخت Hang مي‌كنه

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 5:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم اسفند 1387

آگهي ازدواج

 

خانومي هستم تحصيل کرده، زيبا، با موهاي مشکي و بلند، چشم هاي مشکي، اندامي مناسب و کمري باريک، کاملا معاشرتي، داراي آپارتمان و ماشين آخرين مدل و با وضع مالي عالي، که حاضر به ازدواج با هيچ مردي نيستم.... فقط اگهي دادم دلتون بسوزه

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 5:49 |  لینک ثابت   •