تبليغاتX
روزگار ناخوش هومن آقا

شنبه هشتم بهمن 1390

شماره هفده در شهر چاپ شد


نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 10:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم بهمن 1390

یکسالی هست که در تلاشم در بروکسل از دولت بلژیک بر روی موج اف ام  آنتنی بگیرم  موقعی که درخواست کردیم تشکیل پرونده دهیم  اسم رادیو را گذاشتم رادیو در شهر

ولی چند روزیست که تصیمم عوض شده اسم رادیو رو دیروز اعلام کردم که به رادیو شهرزاد عوض کردم

دیروز ایمیل رسیده که ما در لیستمون اسمی به این نام به ثبت نرسیده  شما میتوانید اسم رادیو فارسی زبان خودتون را شهرزاد بزارید

پس بزودی با رادیو شهرزاد در خدمتیم

با مهر

هومن شهبندی

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 10:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم بهمن 1390

شماره هفده در شهر رفت برای چاپ


مدتهاست که فرصت نکرده ام بنویسم در گیر روزنامه و کار در تلویزیون کهکشان  به هر صورت هفده شماره هست که دارم در شهر را بچاپ میرسونم    هفده هم اماده شد و رفت برای چاپ
نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 0:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390

در شهر

دو هفته نامه در شهر حاصل بیست سال تجربه خبرنگاری هست که براش انرژی گذاشتم , بیست سال پیش بدنبال تجربه بودم , مصاحبه های ورزشی , اجتماعی , هنری و سیاسی جزوی از عشقم بود که دوست داشتم انجام بدهم , یادمه توی چله زمستون باید میرفتم مصاحبه با میشل پردوم را برای ماهنامه طنز کاریکاتور میگرفتم علیزاده زنگ زده بود و خواسته بود که این کار را برایش انجام بدم  رفتم و پشت بندش چون ماشین نداشتم یک آنژین مشتی شدم و چهار روز توی تب میسوختم , یادم میاد به هوای کار مجری گری تا لس آنجلس رفتم اتفاقا تستشون رو هم قبول شدم رفیقمون که حالا نمیخوام اسمش رو بیارم گفت مسلط هستی جلوی دوربین ولی میدونی که بودجه ای برایش در نظر گرفته نشده  من هم بلند شدم برگشتم بروکسل , یادم میاد سالها با ماهنامه وزین جواد علیزاده کار کردم , کیهان لندن کاریکاتور کشیدم , و روزنامه های محلی کار کردم , تجربه کار رادیوئی هم داشتم بارها به سوئد رفتم و در رادیو ایران آن ایر برنامه اجرا کردم , همیشه میخواستم یک کار حرفه ای کنم چون تجربه کار با حرفه ای ها را داشتم  تا اینکه بخاطر کار خبرنگاری دلم رو زدم به دریا و رفتم ایران تو رادیو تلویزیون ایران شبکه خبر  بخش ورزشی دلم خوش بود اومدم کار خبرنگاری انجام بدم همه نیرویم را گذاشتم یک کار اورژینال انجام بدم مصاحبه هائی که میگرفتم برای خودم لذت بخش بود  دیگه چه برسه به بینندگان , قشنگترین خاطره ام آوردن مایکل شوماخر بود که ساعت یک وسی دقیقه یک روز تابستانی اوردمش بطور مستقیم روی خط بابک بابان مجری برنامه بود , میدونستم که بابک بابان یکی از دوستداران شوماخر بود , با این همه ذوق احمق ها فرستادنم گزینش و چون مرده شوری بلد نبودم عذرم را خواستن گفتم من کارهای خوبی در شبکه خبر انجام دادم گفتند چون احکام را نمیدانی این کارها به درد واژن عمه ات میخوره ,سالها گذشت بالاخره وارد تلویزیون کهکشان شدم وازادانه بدون هیچگونه درد سر دارم کار حرفه ای میکنم و ولی دیدم باز هم کم میارم باید باز هم تلاش کرد برای یک کار حرفه ای دیگر و اورژینال تر , با  آقائی اشنا شدم که  کارش حرفه ای  بود و حرفه ای هم فکر میکرد به  مجید درخشان ایده ام را بهش گفتم  و با روی باز استقبال کرد و چهار ماه پیش استارت در شهر خورده شد انگار چرخه روزگار دلش میخواست آرزوی سالهای من به حقیقت بپیونده , انقدر حرفه ای کار داره انجام میشه که به طور خیلی سریع همه چی عین برق و باد به سوی ترقی حرکت کرده , همه اینها را گفتم که برای یک نوزاد مطبوعاتی من شبها بی خوابی کشیدم , سوز سرما خوردم , و خواهش من از شما اینه که در کنار همه شیطونی هائی که در فیس بوک انجام میدین هرز گاهی هم سری به صفحه در شهر بزنید و او را به دیگران معرفی کنید  این دو هفته نامه بزودی هفتگی میشه و یکی از پر تیرازترین نشریه های فارسی زبون در اروپای مرکزی ایست در آخر دلم میخواهد با افتخار بگویم که اگر در شهر در بزرگترین و مهمترین چاپخونه در بلژیک چاپ میشه همه اش را مدیون    دوست عزیزم هستم که کیلومتر ها از من فاصله داره ولی چنان جدیتی تو کارش هست که اگر  هر چی بگم کم گفتم   از راه دور از مجید درخشان ممنونم که اگر او نبود   در شهر هم نبود    با تقدیم احترام هومن شهبندی  - تلویزیون کهکشان  -بروکسل
نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 21:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم مرداد 1390

دیدار با انوشه انصاری

 

نوشته شده توسط هومن شهبندی -- در 12:4 |  لینک ثابت   •